1 2 3 4
5 6 7
9 8
جستجو درعناوين خبری
  بگرد
جستجوی پيشرفته | راهنما
آخرين رويدادها سينمايی
گزارشات
مصاحبه ها
نقدها و مقالات
اخبار فيلم
فيـــلمهای در دست توليد
محصولات آينده سوره
اخبار هنرمندان
اخبار جشنواره ها
اخبار اصناف سينمايی
اخبار دفاتر تهیه و توليد
اخبار سينمای جهان
روزشمارسینما
خبرگزاری ها
 تعداد بازديد : 875  تاريخ مخابره خبر:  ۷/۱۰/۱۳۸۷  نوع : چهره روز
 کد خبر : 138710290107  ساعت مخابره خبر: ۱۲:۳۲:۴۷
    ۱۳۸۷/۱۰/۰۷                              تاريخ نشر خبر :  
 

اوليور استون يك نظامي اصيل و فيلمساز جاويدان

«ويليام اوليور استون» متولد 15 سپتامبر 1946، كارگردان فوق العاده‌ي آمريكايي كه دو بار موفق به كسب جايزه اسكار شده است و يك بار هم به عنوان فيلمنامه نويس برتر جايزه مشابه را از آن خود نموده است.

او در شهر نيويورك ايالات متحده آمريكا به دنيا آمده است. پدر او يك يهودي بود كه سهام معامله مي كرد و مادرش يك كاتوليك رومن فرانسوي الاصل بود.
او طوري تربيت شده بود كه پيرو كليساي اسقفي باشد اما بعدها به «بوداييسم» روي آورد.
در سن 14 سالگي والدينش او را به دبيرستان «هيل اسكول» در «پاتز تاون» پنسيلوانيا فرستادند و در همان زمان پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و «استون» علت طلاق والدينش را كه بي بند و باريهاي پدرش بود، فهميد تا آنجا پدرش او را هم دعوت به اعمال و روابط نامشروع مي نمود زماني كه «اوليور» نوجواني بيش نبود.
«استون» در سال 1964 فارغ التحصيل شد. سپس به دانشگاه «يال» و نيويورك رفت. او زبان انگليسي را در مؤسسه «فري پاسفيك» در ويتنام جنوبي به مدت 6 ماه تدريس مي كرد بعد از آنكه كارش در ناوگان بازرگاني تمام شده بود. سپس به «اورگان» و «مكزيك» قبل از آنكه مجدداً به دانشگاه «يال» بازگردد، رفت.
«اوليور استون»، كهنه سرباز جنگ ويتنام بود كه بارها در آنجا حضور داشت. از آوريل 1967 تا نوامبر 1968 به ارتش ايالات متحده خدمت كرد.
وي براي يك مأموريت نظامي به بيست و پنجمين رسته پياده نظام و نخستين رسته سواره نظام اعزام شد و دو بار در عمليات مجروح شد.
به او ستاره برنزي با علامت "V"به عنوان نشان شجاعت و دلاوري هايي كه او زير آتش دشمن از خود نشان داده بود، اعطا شد و همين طور جوايز "Purple Heart" (كه اين عنوان به مجتمعي نظامي متشكل از كهنه سربازهايي است كه در ميادين جنگ حضور داشته اند.) با يك "Oak Leaf Cluster" (يك نشان نظامي ديگر).
او سه فيلم درباره ويتنام ساخت "Platoon" (سال 1986)، "Born on the fourth of July" (سال 1993)، "Heaven & Earth" (سال 1989) او سه فيلم را يك «تري لوژي يا سه نمايش تراژدي» نام گذاشت. اگرچه هر يك از فيلم ها به يك جنبه متفاوت جنگ مي پردازد.

"Platoon" يك جور اتوبيوگرافي از تجربه شخصي و نظامي «استون» در نبردها مي باشد. "Born on the fourth of July" براساس اتوبيوگرافي «رون كويك» (نويسنده معروف كتاب و فيلمنامه متولد 4 جولاي» مي باشد. او متولد 4 جولاي 1946 در «ويسكانسين» ايالات متحده آمريكاست. او در سال 1990 نشان ستاره برنزي اش را به عنوان هديه تولد به «تام كروز» كه نقش او را در فيلم فوق الذكر بازي كرده بود، اهدا كرد.) "Heaven & Earth" كه براساس خاطرات يك دختر ويتنامي است كه زندگي او به شدت دستخوش جنگ شد. طي همين دوره زماني، «استون» فيلمنامه (سال 1987) "Wall street" را نوشت و فيلمش را كارگرداني كرد. «مايكل داگلاس» جايزه اسكار را براي بهترين بازي در اين فيلم دريافت نمود. «وال كيلمر» نيز به خاطر بازي در فيلم (1991) "The Doors" به كارگرداني «اوليور استون» جايزه مشابه را دريافت نمود.
«استون» سه جايزه اسكار دريافت كرده است. اولين جايزه اسكار او براي بهترين فيلمنامه فيلم "Midnight Express" (1978) و دو جايزه ديگر را براي كارگرداني فيلمهاي "Platoon"، "Born on the 4th July"، فيلم "Year of the Dragon" در سال 1985، نامزد دريافت جايزه "Razzie" در دسته بندي بدترين فيلمنامه ها شد. ساير فيلمهايي كه «استون» در نوشتن فيلمنامه هايشان شركت داشته است،‌ عبارتند از: (سال 1982) "Conan the Barbarian"، (سال 1983) "Scarface"، (سال 1986) "Million Ways to Die" و (سال 1996) "Evita" به هر حال او به نوعي در فيلمهايي كه كارگرداني كرده است، شركت نموده. به جز فيلم "U Turn" (سال 1997). اولين فيلمي كه به طور حرفه اي كارگرداني كرده است فيلم (سال 1974) "Seizure" مي باشد. نكته برجسته و ممتاز در فيلمهاي او بهره گيري از دوربين هاي متفاوت و فرمت هاي متنوع (از VHS به 8 ميليمتري و 70 ميليمتري) مي باشد. او گاهي در يك صحنه از چندين فرمت استفاده مي كند مانند فيلمهاي (سال 1991) "JFK" و (سال 1994) "Natural Born Killers".

آثار اخير «اوليور استون»
در دهه گذشته، «استون» فيلم "U – Turn" (سال 1997)، (سال 1999) "Alexander" (سال 2004) مي باشد.
بعدها اظهار داشت كه تندي نقدهايي كه بر فيلم «الكساندر» شد، او را آزرده كرده است. اين فيلم به لحاظ هزينه هاي هنگفت بازاريابي نوعي شكست مالي براي «استون» به حساب مي آيد. وي در مصاحبه اخيرش گفته است كه اين فيلم به تازگي توانسته ضررهاي مالي اش را تا حدودي جبران نمايد (بيش از 5/3 ميليون DVD فقط در ايالات متحده به فروش رسيده است.) او فيلم را باز تدوين نمود و زمان آن را از 175 دقيقه به 167 دقيقه رساند. يك سوم نسخه فيلم، يك كات 3 ساعت و 45 دقيقه است كه 27 آگوست سال 2007 با فرمت DVD اكران شد. پس از فيلم "Alexander" ، استون به كارگرداني "World Trade Center" پرداخت.
در سي ام سپتامبر، «استون» "Honarary Patronage" را از دانشگاه فلسفه اجتماعي را در دانشكده ترينتي دوبلين دريافت نمود.
در 28 آگوست 2007 اعلام شد كه «استون» فيلم "Pinkville" را كارگرداني خواهند نمود. يك درام از جنگ ويتنام با نقش آفريني «بوروس ويليس» و «چاني نگ تاتوم» اين فيلم چهارمين فيلم «استون» درباره جنگ ويتنام خواهد بود.
فيلمهاي «استون» اغلب تئوريهاي دسيسه گونه و خيانت آميز و غيرمستند تاريخي را مورد نقد قرار داده اند. براي مثال، فيلم "JFK" بر اين فرض است كه بسياري از مقامات بلندرتبه دولت در ترور «جان. اف. كندي» دست داشته اند. در سال 1991، او فيلم را در كنگره "Capitol Hill" در سال 1992 نمايش داد. نيز اين فيلم توسط هيأت نقد و بررسي سوابق تروريسم همين كنگره مورد بحث قرار گرفت و جوانب مرموز ترور «كندي» توسط «استون» در پايان فيلم مورد بحث قرار گرفت.
رسانه ها فيلم را به خاطر آنكه تلفيقي از حقيقت و داستان است بسيار مورد نقد قرار دادند. «استون» نسخه تفسيري فيلمنامه منتشر كرد و در آن به مراجع مستندي براي ادعاهايش بلافاصله بعد از اكران فيلم اشاره نمود. وي فرآيند مشابه را درخصوص فيلم «نيكسون» صورت داد كه نامزد دريافت چهارمين جايزه اسكار شد. شايعه شده بود كه در حين ساخت فيلمهايش، دارو مصرف مي كند.
در سال 1997، كتابي تحت عنوان "Killer Instinct" درباره چگونگي ساخت فيلم توسط «جين هامشر» نوشته و اين كتاب به خوبي نقد شده و در هاليوود به فروش رسيد در كتاب "Killer Instinct" ، «استون» فيلمسازي خارج از كنترل و غيركليشه اي معرفي شده است.
در سال 1999، «اوليور استون» دستگير شد و متهم به حمل مواد شد و به اردوگاه توانبخشي ارسال شد. مجدداً شب 27 مي 2005 در لس آنجلس براي حمل مقدار كمي «ماري جوآنا» دستگير شد.
در سال 2003، «استون» به «كوبا» رفت تا به مدت سه روز با «فيدل كاسترو» همراه باشد و با او مصاحبه نمايد. نتيجه اين سفر ساخت مستند "Comandante" بود جايي كه «استون» و «كاسترو» با هم درباره فلسفه، تاريخ، ستاره هاي سينما، «چگ او وارا» و رويدادهاي مهم از 50 سال گذشته و ديدگاه هاي «كاسترو» نسبت به آينده انقلابش صحبت كردند.
طي يك برنامه ريزي قرار شد كه فيلم در مي 2003 روي آنتن HBO پخش شود اما اين برنامه به خاطر توطئه هواپيمارباها كه مسافران را در گذرگاه «كوبا» تهديد به مرگ كرده بودند، كنسل شد. در نهايت «كاسترو» هواپيمارباها را محكوم به اعدام كرد و در پاسخ در لابي HBO جنجال بزرگي به پا شد. تا به امروز اين فيلم در ايالات متحده اكران نشده است و فقط روي DVDهاي وارداتي از انگليس قابل تهيه است.

«جن فولي» از BBC با او درباره "Comandante" مصاحبه اي نموده است:
فكر مي كنيد كه روزي اين فيلم در آمريكا اكران شود؟
ـ سؤال خوبي است. HBO از ما خواست كه به كوبا برگرديم و دوباره با «فيدل كاسترو» درباره رويداد اخير مصاحبه كنيم. همان موضوع زنداني كردن 75 نفر مخالف و اعدام سه هواپيماربا در اسرع وقت ما به كوبا رفتيم و مجدداً 3 روز را از «فيدل كاسترو» وقت گرفتيم. او بابت اتهامات رسيده خيلي محزون و آزرده بود و اينكه معاندان انكار مي كردند، بيشتر او را مي آزرد. نتيجه به تهيه مستند "Look For Fidel" ختم شد. ديدگاه اين فيلم كمي ظريف تر است.

آيا «كاسترو» توقعات و انتظارات شما را برآورده كرد؟
ـ من انتظارات و پيش فرض هايي زيادي نداشتم و خود را به عنوان يك كارشناس معرفي نكرده بودم. اذهان نسبت به او خيلي منفي بود و همه ريشه در ملاقات «نيكسون» با او نشأت مي گرفت. او را كمونيست و ضدآمريكايي مي خواندند. او شديداً دچار ترديد بود كه آيا كوبا مورد حمله و تهاجم نيروهاي آمريكايي قرار خواهد گرفت يا خير.

در فيلم، «فيدل كاسترو» احترام خاصي براي شما و جانفشاني هايتان در ويتنام قائل است. اين شما را شگفت زده نكرده است؟
ـ خير، صادقانه بگويم، بي هيچ اغراقي او احترام زيادي برايم قائل بود. بخشي از احترام او به خاطر اين بود كه من در جنگ حضور داشتم. او بر اين باور است كه اين حقيقت است كه در نبرد دست و پا مي زند.

چنانچه قرار باشد 30 ساعت با «جرج بوش» سر كنيد، فكر مي كنيد به چه نتيجه اي برسيد؟
ـ فكر نمي كنم واقعاً مقدور باشد كه 30 ساعت با بوش باشم. فكر كنم كه او از دوربين بترسد.

«اوليور استون» در پاسخ «هاري كرسلر» از مؤسسه بين المللي مطالعات فيلم:
مي توانيد از كارگرداناني كه از آنها تأثيرپذيرفته ايد، نام ببريد؟
ـ اغلب اين سؤال را از من مي پرسند. فيلمهاي مورد علاقه شما كدام است؟ كدام فيلم بيشترين تأثير را روي شما داشته است؟ پاسخ من اين است؛ بله افراد خاصي هستند كه در كارم به آنها اقتدا مي كنم ولي اين اصلاً منصفانه نيست. افرادي بسيار موفق در اين عرصه هستند و اين درست نيست فردي را مختص كنم، اينطوري تلاش سايرين به چشم نمي آيد. به نظر من اين خود يك سنت است كه از يكديگر هنر را به ارث مي بريم. همه افراد در عرصه سينما قابل تحسين و تقديرند.


از اسكورسيزي بشنويم!!
«استون» به كوبا بازگشت و مستند "Looking for fidel" كه بيشتر حال و هواي سياسي دارند و مربوط به شرايط و روابط كوبا و ايالات متحده است. اين فيلم در اوايل سال 2004 از طريق شبكه HBO پخش شد.
«استون» گفته است كه «انقلاب كوبايي» را تحسين مي كنم و به عنوان يك فرد آزاد و مستقل از تأثيرات ايالات متحده از حقوق «كوبا» حمايت مي كنم.
در دسامبر 2006، «استون» مخاطبانش را در مراسم جوايز كمدي انگليسي با گفتن و ساختن جوكهايي درباره "Suffolk Stranger" ، قاتل سريالي و زنجيره اي زنان بدكاره كه همچنان آزاد مي گردد، شوكه كرد. او گفت: «برگشتن به انگلستان براي من فوق العاده است. چيزي اينجا عوض نشده است».
اما وقتي متوجه شد كه از جوكهايش برداشتهاي بدي شده است، براي توجيه خودش در همان مراسم گفت «جمع شما بسيار دوست داشتني است».

از نظر شما برجستگي و مشخصه فيلمها درشكل هنري آنها چيست؟
ـ سؤال مي پرسيد. نقاشي، موسيقي، معماري و مجسمه سازي همگي در معني هستند و در تعريف نمي گنجند. درام، نمايشنامه نويسي نيز زنده است. اما به نظر من فيلم متمايز از ساير هنرهاست. به خاطر قابليت هاي خاص خود، اينكه با تدوين مي توان در واحد زمان وقفه هايي در آن ايجاد كرد. هنر مونتاژ هم مي تواند يك فضا و هاله سه بعدي، ايجاد كند. من دقت كرده ام از آنجاييكه درباره خيلي چيزها نوشته ام كه همزمان كارگرداني اشان كرده و نتيجه آن هميشه ملموس بوده و دائماً باعث شگفتي من شده است.
اغلب آنچه روي كاغذ مي آوري را نمي تواني در فيلم ببيني، انگار نوعي تضاد موجود است اما گاهي آنچه مي نويسي مثل يك دنيايي است و جريان الكتريكي فيلم را هدايت مي كند. چون هنر فيلم درست مثل جريان برق است.


فيلم شناسي «استون»:

به عنوان كارگردان و فيلمنامه نويس:

 

· Last year in Viet Nam (1971, short)
· Seizure (also Known as Queen of Evil, 1974)
· Midnight Express (screenwriter) (1978)
· Mad Man of Martinique (1979, short)
· The Hand (1981)
· Conan the Barbarian (screenwriter) (1982)
· Scarface (screenwriter) (1983)
· Year of the Dragon (screenwriter) (1985)
· 8 Million Ways to Die (screenwriter) (1986)
· Salvador (1986)
· Platoon (1986)
· Wall Street (1987)
· Talk Radio (1988)
· Born on the Fourth of July (1989)
· The Doors (1991)
· JFK (1991)
· Heaven & Earth (1993)
· Natural Born Killers (1994)
· Nixon (1995)
· Freeway (screenwriter) (1996)
· U – Turn (1997)
· Any Given Sunday (1999)
· Persona Non Grata (2003)
· Comandante (2003)
· Alexander (2004)
· Looking for Fidel (2004)
· World Trade Center (2006)
· Pinkville (2008)
 


جوايز:
ـ جايزه اسكار براي بهترين فيلمنامه در فيلم "Midnight Express" در سال 1978
ـ جايزه اسكار براي بهترين كارگردان در فيلم "Platoon" در سال 1986
ـ جايزه "Golden Glob" براي بهترين كارگرداني در فيلم "Platoon" در سال 1987
ـ جايزه BAFTA براي بهترين كارگرداني در فيلم "Platoon" در سال 1987
ـ جايزه اسكار براي بهترين كارگرداني در فيلم "Born on the 4th of July" در سال 1990
ـ جايزه "Golden Globe" براي بهترين كارگرداني در فيلم "JFK" در سال 1992
ـ جايزه اسكار براي فيلم "Platoon" در سال 1986
ـ جايزه اسكار براي بهترين كارگرداني در فيلم "Platoon" در سال 1986
ـ جايزه اسكار براي بهترين ويرايش فيلم "Platoon" در سال 1986
ـ جايزه اسكار براي بهترين صدابرداري در فيلم "Platoon" در سال 1986


انتهای پیام /

 
   
 
    خانه |  درباره ما  |  تماس با ما  |  قوانین و مقررات  |  منابع |  جشنواره سينما |  خبر  
  كليه حقوق اين سايت براي sourehcinema.com محفوظ ميباشد
Copyright © 2003-2016 SourehCinema.com All rights reserved
توسعه دهندگان سايت  Email: info@sourehcinema.com