سکوت رعنا
رعنا، دختری هفتساله که در روستایی در شمال ایران زندگی میکند، صاحب مرغی خاص به نام کاکلی است که یادگار مادربزرگش است. او عاشقانه آن را دوست دارد. در این میان، کاکلی توسط یک شغال شکار میشود. رعنا بسیار افسرده میشود و لال میشود. رحمان، برادرش، تصمیم میگیرد تخممرغها را زیر مرغهای دیگر بگذارد، اما نمیداند که مادرش تخممرغها را به یک دورهگرد فروخته است. او سعی میکند تخممرغهای رنگشده را پیدا کند و…