1 2 3 4
5 6 7
9 8
جستجو درعناوين خبری
  بگرد
جستجوی پيشرفته | راهنما
آخرين رويدادها سينمايی
گزارشات
مصاحبه ها
نقدها و مقالات
اخبار فيلم
فيـــلمهای در دست توليد
محصولات آينده سوره
اخبار هنرمندان
اخبار جشنواره ها
اخبار اصناف سينمايی
اخبار دفاتر تهیه و توليد
اخبار سينمای جهان
روزشمارسینما
خبرگزاری ها
 تعداد بازديد : 372  تاريخ مخابره خبر:  ۱۴/۱۱/۱۳۸۵  نوع : خبر
 کد خبر : 138511140007  ساعت مخابره خبر: ۱۵:۲۴:۴۳
    ۱۳۸۵/۱۱/۱۴                              تاريخ نشر خبر :  
 

نگاهي به "ميناي شهر خاموش"

يك سكانس جذاب و خطوط فرعي متعدد

در دومين فيلم بلند اميرشهاب رضويان با نام "ميناي شهر خاموش"، تم آشناي نوستالژي وطن محوريت دارد.

    به گزارش سايت سينمايي سوره ، بخش ابتدايي فيلم كه حضور دكتر بهمن پارسا، جراح ماهر را در آلمان به تصوير مي كشد فقط از اين جهت مي تواند كاركرد پيدا كند كه به شخصيت پردازي او و پرداختن به پيشينه اش كمك كند. زندگي ناموفقي كه منجر به جدايي شده، رابطه سرد و خشك با دخترش، موقعيت حرفه اي مناسب و تراكم برنامه هاي كاري كه در گفتگوي او با منشي و ... به تصوير درمي آيد.
    دكتر با چنين پسزمينه اي عازم ايران مي شود، اما براي آمدنش دليل محكمي ندارد. همانطور كه خودش هم اشاره مي كند "نمي دونم واسه چي اومدم". تقاضاي دوست قديمي پدرش، قنواتي براي انجام عمل جراحي يكي از نزديكانش كه آخرين گلوله جنگ ايران و عراق را در سينه دارد، نمي تواند از جهت منطقي به اين پرسش پاسخ دهد.
از لحظه ورود آنچه فيلمساز از نگاه دكتر برجسته مي كند، تفاوت هاست: تفاوت نام خيابان ها، تفاوت بوق ها و حتي تفاوت عاشق شدن ها. به علاوه فيلمساز آشكارا مي كوشد نقطه نظرات سياسي و دغدغه هاي خود را در قالب افرادي كه در مواجهه با دكتر قرار مي دهد، به نوعي پررنگ كند؛ از مسائل هسته اي ايران تا منطق پرداختن به جنگ و درگيري در موقعيت فعلي كه اين پرداخت هر چند برخاسته از نگاه فيلمساز است، ولي شكل هنرمندانه اش ضعيف است و تبديل به آيتم هايي شعاري مي شود كه لبخند لحظه اي بر لب مخاطب مي آورد.
    عدم قاطعيت دكتر در تصميم گيري و مسيري كه انتخاب مي كند در ادامه او را عليرغم ميل باطني به بم و نخلستان هاي پدر مي كشاند تا باز هم ناخواسته دنبال عشق دوران كودكي اش برود و در اين جستجو كه بي شباهت به بازكردن چاههايي كه بر اثر زلزله خشك شده نيست، بفهمد مادرش عشق فرد ديگري بوده است.
    در روايت چنين قصه هايي كه عرض مسير حركت و سفر اهميت خاصي پيدا مي كند، طبعا رسيدن به اين نقطه و چگونگي آن مهم جلوه مي كند. فيلمساز براي هر چه سريعتر رسيدن به مقطع حركت و سفر به گونه اي عجولانه و خارج از منطق داستاني، علت اصلي آمدن دكتر به ايران را حل و فصل مي كند تا بيرون آمدن گلوله از قفسه سينه بيماري كه آماده پيوند قلب است، عمل و بيمار و .. به حاشيه بروند و پيشنهاد خلق الساعه سفر به بم از طرف قنواتي مطرح شود و پاي در راه سفر بگذارند.
    اين مقطع با اتفاقات و افراد مختلف شكل مي گيرد تا شخصيت دكتر پارسا دچار تاثيرپذيري و يخ درونش آب شود. فيلمساز در اين مقطع با تعدد قصه هاي فرعي به نوعي تمركز لازم براي جهت دادن به حركت دكتر را دچار لطمه مي كند. در اين ميان با فلاش بك هاي گاه و بيگاه او از گذشته و كودكي در كنار خطوط فرعي چون خط قصه بهرام راننده ماشين و نامزدش، جبلي همبازي دوران كودكي، قنواتي دوست قديم پدر و چاه كندن و قصه قديمي عشق اش و البته زلزله بم و حواشي آن حتي به طرح قصه فرعي زني بپردازد كه توهم زنده بودن كودكش را دارد و با آنها همسفر مي شود.
    در واقع مي توان گفت از واقعه زلزله بم در حد خط فرعي كوچكي در ميان اين خطوط متعدد استفاده شده كه نمي تواند اهميت و تاثيرگذاري را كه بطور حتم فيلمساز قصد داشته به مخاطب انتقال بدهد پيدا كند.شايد بتوان به عنوان جذابترين سكانس فيلم از سكانس حضور سنگ تراش قبرستان بم نام برد كه آمار كشته شدگان را دارد. حضور او در اتاقي بدوي با امكانات اوليه در حالي كه از ميان پارچه اي لپ تاپ را بيرون مي آورد و search مي كند، نوعي تضاد و تقابل ...
 
انتهای پیام /

 
   
 
    خانه |  درباره ما  |  تماس با ما  |  قوانین و مقررات  |  منابع |  جشنواره سينما |  خبر  
  كليه حقوق اين سايت براي sourehcinema.com محفوظ ميباشد
Copyright © 2003-2016 SourehCinema.com All rights reserved
توسعه دهندگان سايت  Email: info@sourehcinema.com